با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
چهارشنبه 4 اسفند 1389

11 روش برای آنکه بیشتر عمر کنید

   نوشته شده توسط: omid    نوع مطلب :پزشکی‌ و سلامت ،

دوست دارید هر سال بر تعداد شمع‌هایی که روی کیک تولدتان می‌گذارید بیفزایید؟ پس به این 11 روش اعتماد کنید. تمامی این موارد از طریق تحقیقات علمی به اثبات رسیده‌اند.

1- به نیمه پر لیوان نگاه کنید: مثبت‌اندیش بودن 9 سال بر طول عمر شما می‌افزاید.2- عشق حقیقی را پیدا کنید: ازدواج کردن با شخصی که واقعا او را دوست می‌داریم بدون آنکه طلاقی در کار باشد 7 سال بر طول عمر شما می‌افزاید..4- مسواک بزنید: داشتن دهان و دندانی سالم باعث می‌شود شما قلب سالمی داشته باشید و به دیابت هم مبتلا نشوید. دهان و دندان سالم 6 سال بر طول عمر شما می‌افزاید.5- رابطه جنسی خوب داشته باشید: رابطه خوب جنسی احتمال ابتلا به ناراحتی‌های قلبی را کم کرده و 4 سال بر طول عمر شما می‌افزاید.6- ورزش کنید: ورزش باعث سلامت جسم و روان شده و 4 سال بر طول عمر شما می‌افزاید.7- روابط خوب اجتماعی برقرار کنید: داشتن روابط خوب اجتماعی از بروز استرس پیشگیری می‌کند و 4 سال بر طول عمر شما اضافه می‌کند.8- مدیتیشن انجام دهید: مدیتیشن سبب آرامش و دوری شما از استرس‌های روزانه می‌شود و در ضمن در کاهش فشارخون موثر است و 3 سال بر طول عمر شما می‌افزاید.9- حیوان‌ خانگی پرورش دهید: داشتن یک حیوان خانگی به کاهش فشارخون و سلامت قلب کمک کرده و 2 سال بر عمر شما می‌افزاید.10- صبحانه بخورید: خوردن صبحانه کامل به شما انرژی کافی می‌دهد و از چاقی پیشگیری می‌کند و می‌تواند بین یک تا 3 سال بر عمر شما بیفزاید.11- بخندید: خندیدن سبب افزایش آرامش و کاهش استرس شده و یک سال بر عمر شما می‌افزاید.منبع: ریدرزدایجست


با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
یکشنبه 1 اسفند 1389

مکان روح در مغز مشخص شد

   نوشته شده توسط: omid    نوع مطلب :دانستنی‌های جالب ،

با کشف قسمت‌هایی از مغز که مسئول احساس معنویت و تعالی است،‌ مرز بین مغز جسمانی و روح بشر کم‌رنگ می‌شود. آیا این کشف می‌تواند جدال قدیمی علم‌گرایان و معنویت‌گرایان را در رابطه روح و جسم پایان بخشد؟ بهنوش خرم‌روز:‌ در طول تاریخ علم و فلسفه، اغلب مغز علمی را از مفهوم معنویت و روح جدا می‌دانسته‌اند. تا جایی که علم‌گراها عملکردهای انسان را به مغز نسبت می‌دادند و معنویت‌گراها وجود روحی جدا از جسم را مسلم می‌دانستند. اما مطالعات جدید این مرز را برداشته‌اند.
به نظر می‌رسد حتی مسئول احساس تعالی و معنویت هم،‌ قسمت‌های خاصی از مغز باشد، چرا که مطالعه جدیدی در ایتالیا برای اولین بار نشان داده که برداشتن قسمت‌های خاصی از مغز،‌ می‌تواند احساس آرامش درونی را بالا ببرد.
به گزارش نیچر، عصب‌شناس شناخت‌گرایی به نام کازیمو یورگسی از دانشگاه یودین به اتفاق همکارانش مطالعه‌ای را بر روی افرادی که مبتلا به تومور مغزی بودند انجام دادند تا احساسات آن‌ها را قبل و بعد از عمل برداشتن تومور بررسی نمایند.
طی سه تا هفت روز بعد از جراحی، کسانی که در قسمت پشتی مغز، در قشر آهیانه تومور داشتند، احساس تعالی بیشتری را گزارش کردند. اما در مورد بیمارانی که در قسمت‌های جلویی مغز تومور داشتند، چنین احساسی را گزارش نکردند.
به گفته یکی از همکاران مطالعه،‌ سالواتوار اگلیوتی که او هم عصب‌شناس شناخت‌گرا در دانشگاه اسپینزای رم است،‌ احساس تعالی همیشه با فیلسوف‌ها و فلسفه همراه بوده و این اولین باری است که یک مطالعه علمی این قدر به این مفهوم نزدیک می‌شود. وی می‌افزاید:‌ «ما به سراغ یک پدیده پیچیده رفته‌ایم که به نظر می‌رسد جوهر انسانیت و جزیی از بشر بودن است.»
این پژوهشگران دو بخش از مغز را شناسایی کرده‌اند که وقتی تخریب می‌شوند، احساس معنویت در فرد بالاتر می‌رود:‌ یکی سمت چپ قسمت تحتانی لوب آهیانه و دیگری سمت راست شکند زاویه‌ای. این دو قسمت که در بخش‌های پشتی مغز قرار دارند،‌ مسئول ادراک ما از بدن‌هایمان در ارتباط فضایی با دنیای خارجی هستند. به گفته این پژوهشگران،‌ نتایج مطالعه آن‌ها ارتباط بین تجربه عرفانی و معنوی و احساس جدا شدن از جسم را تایید می‌کند.
پژوهشگران دو بخش از مغز را شناسایی کرده‌اند که وقتی تخریب می‌شوند، احساس معنویت در فرد بالاتر می‌رود:‌ یکی سمت چپ قسمت تحتانی لوب آهیانه و دیگری سمت راست شکند زاویه‌ای.
یورگسی در این باره می‌گوید: «شگفت‌انگیزترین قسمت ماجرا، سرعت تغییر بود. کشف ما نشان می‌دهد برخی رگه‌های شخصیتی پیچیده از آن چه تاکنون خیال می‌کردیم ساده‌تر هستند.»
علم معنویت
در این مطالعه با 88 بیمار مبتلا به تومور مغزی در ناحیه‌های متفاوتی از مغزشان، مصاحبه شده است. از این افراد، 20 نفر تومور خوش‌خیم داشتند و در عمل جراحی هیچ بخشی از مغزشان برداشته نشد. همه این 88 نفر قبل از عمل جراحی خود در مورد عقاید و عادات مذهبی شان مورد مصاحبه قرار گرفتند و سپس به یک سری سوال بله یا خیر جواب دادند که میزان احساس معنویت را در آن‌ها ارزیابی می‌کرد. این سوال‌ها که در یک پرسشنامه تنظیم شده بودند، سه مولفه مهم احساس تعالی را می‌سنجیدند:‌ گم کردن خود در یک لحظه، احساس ارتباط و اتصال با سایر افراد و طبیعت، و اعتقاد به یک قدرت برتر.
برای مثال: "من گاهی آن‌قدر مسحور کاری که انجام می‌دهم می‌شوم که در یک لحظه احساس گم شدن می‌کنم،‌ انگار از زمان و مکان جدا شده باشم". و یا: "من گاهی احساس می‌کنم آن‌قدر به طبیعت متصلم که حس می‌کنم همه چیز بخشی از یک موجود زنده است و از هم جدا نیستند".
سپس پژوهشگران به دقت قسمت‌هایی از مغز بیمار که طی عمل جراحی از بین رفته بود را مشخص کردند.
مطالعات قبلی نشان داده بودند که قسمت‌های گسترده‌ای از مناطق لوب‌های پیشانی و آهیانه‌ای مغز با اعتقادات مذهبی مرتبطند. اما معنویت و احساس تعالی دقیقا به همان مناطق مربوط نیست. در گذشته هم عصب‌شناسان دیده بودند که برخی بیماران بعد از آسیب مغزی دچار تغییر در احساس معنویت می‌شوند اما همیشه از آن فاصله گرفته بودند و به آن نپرداخته بودند.
ریک وندن‌برگ عصب‌شناس دانشگاه لیون در بلژیک در مورد این مسئله می‌گوید:‌ «ما همیشه از این تغییر فاصله گرفتیم، نه به این دلیل که اهمیتی ندارد، بلکه به این دلیل که خیلی شخصی و خصوصی است.» به اعتقاد وندن‌برگ،‌ این مطالعه جدید بسیار جذاب است اما مانند اغلب مطالعات پیشگام،‌ سوالات فراوانی را بدون جواب می‌گذارد. به نظر او باید این نتایج را با احتیاط تفسیر کرد چون احتمال این که مسئله‌ای مثل معنویت را بتوان تنها در دو قسمت مغز جای داد خیلی کم است.
اندازه‌گیری دشوار
احتمالا دشوارترین قسمت این مطالعه،‌ نحوه اندازه‌گیری احساس تعالی بوده است. به گفته ریچارد داویدسون، عصب‌شناس دانشگاه ویسکانسین مادیسون،‌ خیلی مهم است که بدانیم این مطالعه بر پایه تغییراتی در اظهارات شخصی افراد صورت گرفته است که گاهی موارد عجیب و غریبی هم در آن‌ها وجود دارد. وی می‌افزاید:‌ «در آینده این مسئله مهم خواهد بود که چرا آسیب قشر لوب آهیانه مغز باعث تغییر در این مقیاس می‌شود.»
وندن‌برگ نیز در این باره می‌گوید: «احساس تعالی یک مفهوم انتزاعی است و افراد نسبت به معانی کلمات نگرش‌های متفاوتی دارند.» به اعتقاد وی، ‌استفاده از گزارش‌های فردی بیماران همیشه راه دقیقی نیست. از این دیدگاه، برای ارزیابی معنویت و احساس تعالی در مطالعات بعدی، استفاده از رفتارهای خاص و افکار و احساسات مخصوصی که این رفتار را شکل می‌دهند،‌ ‌گام بعدی خواهد بود.
خود یورگسی می‌خواهد در مطالعات آینده سایر جنبه‌های معنویت را بررسی کند و ببیند که این تغییرات برای چه مدتی در بیمار باقی می‌مانند. وی همچنین می‌خواهد قسمت‌های کشف شده مغز در این مطالعه را در مغز افراد سالم تحریک کند و ببیند می‌توان از این طریق، تغییرات فوری در احساس تعالی افراد ایجاد کرد یا نه. به اعتقاد وی روزی خواهد رسید که بتوان با تحریک بخش‌های خاصی از مغز بیماران عصب‌شناختی یا روان‌شناختی، احساس تعالی و معنویت را در آن‌ها افزایش داد. - منبع: خبر آن لاین


برچسب ها: روح ،

با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
سه شنبه 26 بهمن 1389

دانلود شبیه ساز تکامل

   نوشته شده توسط: omid    نوع مطلب :دانستنی‌های جالب ،

http://bineshbod.blogspot.com/2010/06/blog-post_8791.html


برچسب ها: تکامل ،

با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
شنبه 23 بهمن 1389

میمون های دراز دست هم دارای لهجه هستند

   نوشته شده توسط: omid    نوع مطلب :دانستنی‌های جالب ،

بر اساس تحقیقات دانشمندان, میمون ها هم همانند انسان ها لهجه محلی خاص خود را دارند .این تحقیق که بر روی میمون های مناطق جنوب شرقی اسیا انجام شد میتواند سر نخ های بیشتری را راجع به نحوه سازگارپذیری موجودات با محیط اطرافشان و میزان شباهت ژنتیکی انها با یکدیگر بدهد.

منبع: http://www.wired.com/wiredscience/2011/02/gibbon-singing-accent/


برچسب ها: میمون ،

با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
شنبه 16 بهمن 1389

نگاهی از زاویه دیگر بر نظریه داروین

   نوشته شده توسط: omid    نوع مطلب :دانستنی‌های جالب ،

به عنوان مثال,در باکتری 70%،در شامپانزه 98% و در اوران گوتان 99% ژن های مشترک با انسان دارند،تنها با در نظر گرفتن این مدرک بسیار جزئی،چطور میتوان نظریه تکامل داروین را نپذیرفت!؟


برچسب ها: نظریه داروین ،

با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
شنبه 16 بهمن 1389

قانون پایستگی

   نوشته شده توسط: omid    نوع مطلب :دانستنی‌های جالب ،

قانون پایستگی در هر حوزه‌ای که بنگرید وجود دارد و فقط مربوط به ماده و انرژی نمی‌شود به عنوان مثال طبق یکی‌ از قوانین ثابت افرینش یعنی‌ قانون عمل و عکس العمل رفتار انسان و موجودات،نتیجهٔ رفتار یا عمل یا حرکت: دیر، زود، انی، تدریجی‌ و یا مستقیم یا غیر مستقیم به فأعل آن عمل خواهد برگشت تا موقعی که آن موجود وجود دارد و این نشان از قانون پایستگی افرینش دارد زیرا در غیر این صورت سیر و مکانیسم و نظم افرینش به هم خواهد ریخت.


برچسب ها: قانون پایستگی ،

با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
شنبه 16 بهمن 1389

علم گرایان چگونه فکر میکنند؟(فلسفه به زبان ساده)

   نوشته شده توسط: omid    نوع مطلب :دانستنی‌های جالب ،

قانون پایستگی را در هر حوزه‌ای که بنگرید وجود دارد و فقط مربوط به ماده و انرژی نمی‌شود. به عنوان مثال طبق یکی‌ از قوانین ثابت افرینش یعنی‌ قانون(علم) عمل و عکس العمل ،نتیجهٔ رفتار یا عمل یا حرکت موجودی:  دیر، زود، انی‌، تدریجی‌ و یا مستقیم یا غیر مستقیم به او برخواهد برگشت تا زمانی‌ که آن موجود وجود دارد و این نشان از قانون پایستگی افرینش دارد زیرا در غیر این صورت سیر و مکانیسم و نظم افرینش به هم خواهد ریخت. بنابر این, کل قوانین افرینش(که شامل قوانین(علوم) مطلق ثابت  ریاضی و فیزیک و علوم زیستی‌ و انسانی‌ است و اساس نحوه پیدایش و گسترش و کنترل افرینش هستند مثل قانون مطلق ثابت پایستگی عمل و رفتار) بر اساس قانون(علم) پایستگی به یکدیگر مرتبط میشوند و تحت کنترل قرار میگیرند که خود قانون(علم) پایستگی زیر مجموعه اساسی‌ یکی‌ از بی‌ نهایت قوانین مطلق(علوم) ثابت سر تا سر گیتی‌ قرار دارد که میزانی‌ از این قوانین مطلق ثابت(علوم) توسط ما انسان‌ها کشف شده است ولی‌ این میزان نسبت به میزانی‌ که هنوز کشف نشده است در حد صفر است. به عبارت دیگر میتوان گفت مجموعه علوم ثابت مطلق، آفریدگار را ایجاد میکنند که تمام زایش‌ها و حرکت‌ها و تغییر و تحولات تحت کنترل آنها انجام میگردد به عنوان مثال، فرمول ثابت مطلق ‌E=MC2  واکنش‌های تبدل ماده به انرژی و بلعکس را در کل افرینش کنترل می‌کند, پس طبق این تعریف فرمول E=MC2  که جز علم فیزیک است جز سازنده آفریدگار را تشکیل میدهد.


برچسب ها: علم گرایان ،

با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
شنبه 16 بهمن 1389

انسان کامل از دیدگاه داروینی

   نوشته شده توسط: omid    نوع مطلب :دانستنی‌های جالب ،

بنا به تعریف هایی که از انسان می شود، برای کمال انسان هم تعریف های مختلف وجود دارد. در واقع دیدگاه های مختلف با توجه به اهدافی که برای انسان قائل می شوند، دستیابی به هدف را کمال میدانند. بنابراین لازم است هدف از بوجود آمدن انسان مورد بررسی قرار بگیرد. در واقع هدف از پیدایش انسان را نظریه ها و دیدگاه های مختلف پیدایش بررسی می کنند. برخی دیدگاه ها هم بدون در نظر گرفتن چگونگی پیدایش انسان به هدف از وجود آن می پردازند، ولی برای شناخت بهتر لازم است به منشا پیدایش انسان برگردیم. دو دیدگاه عمده در این مورد وجود دارد: پیدایش ناگهانی و پیدایش تدریجی. ادیان مختلف تمایل دارند این باور را در مردم ایجاد کنند که انسان بصورت یکباره و توسط خدا خلق شد و دیدگاه مخالف که به داروینیسم شهرت دارد، پیدایش انسان را بصورت خیلی تدریجی و خودبخودی می داند.
به نظر می رسد این دو دیدگاه نمی توانند همزمان درست باشند و بنابراین کاملا در مقابل هم قرار گرفته اند. شواهد حاکی از آن است که پیدایش موجودات زنده و انسان تصادفی بوده است و هیچ هدفی مطرح نیست. از آنجا که کار انتخاب طبیعی حذف تغییرات نامناسب است، بنابراین تغییرات مناسب (هر چند احتمال کمی در رخ دادنشان است) انتخاب شده و گسترش می یابند. در واقع می توان گفت ما نتیجه ۴.۵ میلیارد سال تغییر در ژنها هستیم. شاید تصور این موضوع برای بسیاری دشوار باشد، حتی آنهایی که تعصبی نسبت به مذهب ندارند. ولی عوامل زیادی وجود دارد که باعث می شود انسان ها این عقیده را نپذیرند. به هر حال اگر در پی حقیقت باشیم، نمی توانیم این عقیده را انکار کنیم؛ چرا که اگر بی طرفانه به تمام دیدگاه ها بنگریم، شواهد کافی برای این دیدگاه وجود دارد و هر چند ما می توانیم خود را گول بزنیم و زندگی بهتری داشته باشیم، اگر دنبال حقیقت نباشیم.
بنابراین طبق نظریه فرگشت، انسان موجودی است بصورت تدریجی و از موجودات زنده ابتدایی بوجود آمده است. می توانیم برای شناخت بهتر انسان به بررسی موجودات ابتدایی بپردازیم. اصولا ویژگی بارز موجودات زنده داشتن ماده وراثت است؛ بنابراین ماشین های مکانیکی هرچند رفتاری مثل رفتار انسان داشته باشند، موجود زنده به حساب نمی آیند.
البته این به این معنا نیست که فقط موجوداتی که دارای ژن هستند می توانند زنده باشند، بلکه هر موجودی که بتواند خود را تکثیر کند موجود زنده نامیده می شود و همانطور که ریچارد داوکینز می گوید:"حیات از یک ماتریس به ماتریس دیگر قابل انتقال است". از آنجایی که تکثیر فرایندی انرژی بر است، بنابراین موجود تکثیر شونده نیازمند منابع انرژی است که از طریق محیط قابل دستیابی است. بعنوان مثال منبع اصلی انرژی حیات در سیاره ما انرژی نور خورشید است.
بنابراین موجود زنده اولا باید بتواند انرژی محیط را جذب کند و ثانیا از آن برای تکثیر خود استفاده کند. در واقع هدف اصلی تکثیر است که جذب انرژی بعنوان وسیله ای برای رسیدن به هدف مورد استفاده قرار می گیرد. موجودات موفق موجوداتی هستند که تکثیر بیشتری داشته باشند و بنابراین لازم است بتوانند بیشترین انرژی را در مدت زمان کم بدست آورند. از آنجا که منابع انرژی محدود است، بین موجودات زنده رقابت بوجود می آید و اهمیت تکثیر برای بقا شدید تر می شود. بنابراین در چنین جو رقابتی ای موجوداتی توانایی تکثیر خود را دارند که بازده بالایی در جذب و زخیره انرژی داشته باشند و یا بتوانند از منابع انرژی دیگری استفاده کنند و شدت رقابت را کاهش دهند. احتمالا دلیل اصلی این همه تنوع در موجودات همین بوده است، اینکه هر تغییری در جهت استفاده از منابع انرژی غیر قابل استفاده برای سایرین امتیاز مهمی برای بقا محسوب می شود.
با توجه به خلاصه ای که گفته شد، هدف انسان بعنوان یک موجود زنده از زندگی بقای ژنهایش است. یا اینکه انسان ساخته می شود تا از طریق آن ژنها بتوانند خود را همانندسازی کنند. بنابراین انسان خوب انسانی است که بتواند هرچه بیشتر ژنهایش را به آینده منتقل کند. انسان به دنیا می آید، بزرگ می شود و از خود محافظت می کند تا بتواند موجب بقای ژنهایش شود و این عمل فقط از طریق برقراری ارتباط جنسی با جنس مخالف امکان پذیر است. به همین دلیل است که میل جنسی نیرومند ترین غریزه آدمی است و فروید اهمیت بیشتری به آن می دهد.
ولی از آنجایی که پیچیدگی انسان بسیار زیاد است، فروید مخالفان زیادی داشته و دارد. در واقع ژنها ماشینی ساخته اند که ممکن است از هدف اصلی فاصله بگیرد. باز هم حرف نیچه را تکرار می کنم: "انسان تنها موجودی است که میخواهد خودش نباشد". به این معنی که هرچند انسان به گونه ای طراحی شده است که میل شدیدی به آمیزش با جنس مخالف داشته باشد، با وجود این انسان ها آمیزش جنسی را هدف اصلی خود قرار نمی دهند، بسیاری از انسان ها وسیله را با هدف اشتباه می کنند. مثلا کنجکاوی وسیله ایست برای شناخت محیط تا دسترسی به منابع انرژی راحت تر شده و بقا امکان پذیر باشد و یا وسیله ایست برای جلب توجه جنس مخالف تا به هدف یا آمیزش جنسی بینجامد. ولی بسیاری از انسان ها و بخصوص نوابغ کنجکاوی را اصل قرار داده و از هدف اصلی فاصله گرفته اند.
البته هرچند ممکن است آنها ژنهای خود را بطور مستقیم انتقال ندهند، اما با شناخت منابع قابل دسترس انرژی، خدماتی به سایرین ارائه می دهند و موجب بقای ژنهای گروهی می شوند و به همین دلیل است که از آن بعنوان صفتی پسندیده یاد می شود. به این ترتیب هر عملی که امکان بقای ژنهای خود، اطرافیان و کلا انسان ها را افزایش دهد، عملی خوب است و هرچه تاثیرش بیشتر باشد بهتر است. مثلا کشتن یک جانی خوب است، چون امکان آدم کشی در آینده کم می شود و افراد بیشتری می توانند ژنهای خود را منتقل کنند. بنابراین هدف انسان این است که ژنهایش باقی بمانند و از بین نروند. انسان حدود صد هزار ژن دارد که بسیاری از آنها را بصورت مشترک دارند و هرچه روابط خانوادگی نزدیک تر باشد، تنوع ژنها کم میشود. بنابراین منطقی است که انسان در مرحله اول خود را دوست داشته باشد و در مرحله بعد اطرافیانش را و ... . بنابراین، انسان کمال یافته مفید ترین انسان است، کسی که موجب بیشترین احتمال برای بقای ژنهایش باشد. انسان کمال یافته، انسان دور از جامعه نمی تواند باشد. انسانی است که در جامعه حضور دارد و امکان زندگی را برای خود، اطرافیان و در نهایت برای همه بوجود می آورد. در این تعریف انسان کمال یافته نمی تواند تعصب نداشته باشد و انسانی است که لزوما خودخواه باشد و آینده را برای همانندسازی ژنهایش آماده کند. و انسان بی خاصیت انسانی است که فقط مصرف کننده باشد.


برچسب ها: دیدگاه داروینی ،

تعداد کل صفحات: 37 ... 2 3 4 5 6 7 8 ...